ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه

یک تغییر کوچک در هر هفته

همه‌جا با من است. همه‌جا. رها نمی‌کند مرا. در هر نفس. در هر حرکت.
با خودم تکرار می‌کنم که کاش ... کاش این اشتباهات را نمی‌کردم... کاش چشمانم را نمی‌بستم... کاش نمی‌دویدم... اما دردی دوا نمی‌شود با این کاش‌ها... دردی دوا نمی‌شود... نه زمان به عقب برمی‌گردد و نه به من فرصتی دوباره داده خواهد شد. 
در ذهنم می‌گویم بس است. فایده‌ای ندارد و این فکرهایت به جایی نمی‌رسند... صبر می‌کنم. می‌ایستم. و یکی یکی چیزهایی را که در خودم دوست ندارم تغییر می‌دهم. باید عمل کرد. عمل آگاهانه. هفته‌ای یک تغییر کوچک... واقع‌بینی را به خودم بازخواهم گرداند. یک تغییر کوچک در هر هفته...

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۷, جمعه

آزادی... و مسئول بودن به معنای خالق بودن

 هی می‌چرخم و می‌چرخم... می‌گردم که چه کنم و مدام می‌خواهم کارهای مختلف بکنم. بس است. بس است. اروین یالوم درست می‌گوید. باید عمل کرد. تفکر و تحلیل و جستجو کردن بس است. تغییر نیاز به عمل دارد! یک کار را می‌گیرم و عمل می‌کنم.

این پیشگفتار را گوش کنید. برای من که فوق‌العاده بود. ۴ موضوعی که واقعیت هستند و شاید غریب به اتفاق مشکلات ما از این واقعیت‌ها به وجود می‌آید. 

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۴, سه‌شنبه

مدیتیشن یا دیگر با چشم بسته نمی‌دوم

حس و حالم خوب نیست. باز حس‌های آشنا و تکراری... تنها فرقش این است که این بار با کمک تمرین‌های مدیتیشن این احساسات را در بدنم به خوبی حس می‌کنم. مثلا وقتی که بغضی در گلویم ایجاد می‌شود و بعد سینه‌ام خالی می‌شود و این حس خالی شدن آرام آرام تا ته دلم پایین می‌رود٬ می‌فهمم که باز ترس از تنهایی به من فشار آورده است. باز احساس تنهاییم دارد قدرتمند می‌شود. وقتی که این علائم را زودتر در بدنم احساس می‌کنم قدرت بیشتری برای کنترل احساساتم دارم. می‌فهمم که نیاز به در آغوش گرفته شدن دارم. برای همین خودم را بغل می‌کنم. کمی خودم را آرام می‌کنم تا مبادا تنهایی باز به من غلبه کند. بس است... بس است این ترس لعنتی...
آری! کسی نیست... نه سین است که بفهمد حالم بد است و بغلم کند٬ نه میم است که محکم در آغوشم بگیرد و بگوید ننه جونم! نه آن سین دیگر که بخنداندم. نه عین که یا من بروم پیش او بخوابم و خودم را برایش لوس کنم یا او بیاید و بگوید برو اون ور! چه‌قدر گنده‌ای! نه حتی کسی که از او بخواهم بغلم کند و به زور یک دستش را دور شانه‌ام بیندازد! نه. کسی نیست. 
اما این بار نمی‌گذارم این ترس لعنتی برگردد. این هیولای تنهایی که مرا ضعیف ‌می‌کرد را این بار شکست می‌دهم... این بار یاد می‌گیرم که با سرعت هر چه تمام‌تر از تنهاییم فرار نکنم ... دیگر نمی‌دوم... می‌خواهم به حرف سین گوش کنم: «چشمات رو‌ بستی و داری فقط میدوی٬ یه کم صبر کن!»
دیگر با چشم بسته نمی‌دوم.



ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

Who Are The Controlling People?

Although often charming, efficient, and highly organized, controlling personalities can be a real pain in the butt to be around.
We’ve all encountered them, and maybe (yikes) we are one ourselves — or at least have a few controlling behaviors.
Either way, it’s good to know the signs and symptoms so you can learn to deal with a controlling person or begin to acknowledge and change the behaviors in yourself. (More often that not, control freaks don’t see the behavior in themselves and how it impacts others.)
If you think you may know a control freak — or if you feel a little uneasy thinking you might be one, here are some additional signs and symptoms to watch out for.
  • become angry or anxious when someone or something makes them late, when things don’t start on time, or go according to plan;
  • have difficulty admitting mistakes, being wrong or misinformed about a situation, or acknowledging that they have changed their minds;
  • resist depending on other people or accepting help from them;
  • take charge and give orders without being asked when a situation is disorderly or confused;
  • must be right (even when they aren’t) in every situation and have the final word;
  • must have things done their way because they “know best;”
  • over-plan and control the simplest activities or occasions;
  • often use emotional manipulation (guilt, pouting) to get their way;
  • have many personal routines or rituals that must be followed;
  • frequently offer unsolicited advice and criticisms and get insulted when others don’t take the advice;
  • spend a lot of time organizing and managing their personal environment and insisting those around them do the same;
  • drive aggressively (or too carefully), and tell others how to drive, where to park, what direction to take, etc.;
  • want to be in charge of the remote when watching television;
  • have perfectionist tendencies and tend to be their own worst critic.
  • tend to micromanage people at work.
source: http://liveboldandbloom.com/03/career/control-freakonomics-the-hidden-side-of-controlling-people

پ.ن.: گاهی بشینیم فکر کنیم ببینیم شاید یه سری رفتار رو باید تو خودمون اصلاح کنیم. کسی چه ‌می‌دونه... شاید ناخواسته روی آدمای اطرافمون تاثیر بدی می‌ذاریم... 


ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

When somebody points out your main problem

Three weeks ago:

- My main problem is my slowness.
+ No! Your main problem is not your slowness. Your main problem is your communication skills. You cannot communicate! 
- Silence. 

Now with another person:
- My main problem is my communication. I'm mostly passive, I want to change it and be assertive. 
+ You should work on it. Write your passive response, and replace them with assertive ones.

My thought: he is really good at knowing people... I should talk to him more...