‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ تیر ۱۴, دوشنبه

با شاملو و سهیل نفیسی

پشت پرچین هراس ، چشمه‌ساری‌ ست زلال

که ز بُن چشمه ایمان جاری ست

در کنار چشمه ، باغ زیتون در آستانه صبح

عطر مریم‌ها را در مسیحایی انفاس سپید می‌ریزد

تا تن مرده ز نو برخیزد

نخل ها سبز و بلند ، خوشه‌هاشان پر بار

حاجتی نیست به سنگ، سر به تعظیم تو دارند انگار


۱۳۹۱ آبان ۶, شنبه

به تکرار غم نیما

چه آغازی؟ چه انجامی؟

چه باید بود و باید شد؟
در این گرداب وحشت زا
در این گرداب وحشت زا
چه امیدی؟ چه پیغامی؟
کدامین قصه شیرین؟
برای کودک فـــــردا
برای کودک فـــــردا
زمین از غصه می‌میرد گل از باد زمستـانی
شعـور شعر ناپیدا در این مرداب انسانی
همه جا سایه وحشت همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را بریدند از سر نفـــرت
به جای رستن گلها به باغ سبـــزانسانی
شکفته بوته آتش نشسته جغد ویـــرانی
نشسته جغد ویـــرانی
چه آغازی؟ چه انجامی؟ 
چه باید بود و باید شد؟
در این گرداب وحشت‌زا
در این گرداب وحشت‌زا
که می‌گوید، که می‌گوید جهانی این چنین زیباست
جهانی این چنین رسوا کجا شایسته رویـــــاست
چه آغازی؟ چه انجامی؟ 
چه امیـــدی؟ چه پیغامی؟
سؤالی مانده بر لبها که می‌پرسم من از دنیا
به تکرار غم نیما
کجای این شب تیره
بیاویزم، بیاویزم
قبای ژنده خود را
قبای ژنده خود را
کجای این شب تیره
بیاویزم، بیاویزم
قبای ژنده خود را
قبای ژنده خود را
کجای این شب تیره
بیاویزم، بیاویزم
قبای ژنده خود را
قبای ژنده خود را

۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه

حال و هوای من و گوش دادن به داریوش

امروز چه دلتنگم 
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه کمرنگم

امروز چه دلتنگم 
خاکستریم انگار
هم خاطره ی زنبق ، یک لحظه پس از رگبار
امروز چه دلتنگم 
از جنس تکاپوی مصنوعی فواره 
بر حاشیه ی تکرار

امروز چه دلتنگم 
مبهوت و کبود و گس
بر حضور مجروحم ، چه فاخته ، چه کرکس
چه سرخه خیابان و چه قهوه ای کوچه
شکل سایه ی ابرم ، بودنی سیاه و بس
امروز چه دلتنگم 
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم

بر مرکب چوبینم ، از کوچ نمی مانم
هم ساعت میدان چه بر دایره می رانم
بی حوصله ،بی رویا ، دریاچه ی اندوهم
تدفین جلگه و جنگل ، سوگواریه کوهم

آه ، ای من جان خسته 
عصیان فروخفته
انفجار پنهان و افسانه ی ناگفته
امروز که دلتنگم ، ناگهانه طغیان کن
شهر بهت و بهتان را به حادثه مهمان کن

امروز چه دلتنگم 
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم

۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

کنسرت 2

بعد از گذشت تنها 3 ماه دوباره رفتیم کنسرت! کنسرت گروه سیمرغ با همایون شجریان! و سومین کنسرت من! این که چهارشنبه شب رفتیم و جمعه عصر خونه بودیم هم قسمت جالبش بود! خود کنسرت جالب بود، اما جاش... چی بگم؟ ولی تجربه ی جالبی بود. غیر از کنسرت چیزهایی که یاد گرفتم جالب بود... و مهم تر از همه این که به حرف بابا و مامانت گوش کن!


پ . ن:به هر حال گذشت اما چیزی رو حس کردم و برام عریان شد که برام سنگین بود...

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

شعله فکن!

مرغ سحر ناله سرکن
داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار
این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته زکنج قفس درآ
نغمه ی آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه ی این خاک توده را
پرشرر کن


ظلم ظالم، جور صیاد 
آشیانم، داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است
گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم
تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین!
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بیدل 
شرح هجران
مختصر مختصر کن

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

کنسرت




کم ترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک دریابی
کز چه در ان تنگناشان باز شادی های شیرین است
کم ترین تحریری از یک زندگانی
آب، نان، آواز
ور فزونتر خواهی از آن گاهگه پرواز
ور فزونتر خواهی از آن شادی آغاز
ور فزونتر باز هم خواهی بگویم باز...
آنچنان بر ما به نان و آب اینجا تنگسالی گشت
که کسی به فکر آوازی نباشد
اگر آوازی نباشد شوق پروازی نخواهد بود
آب، نان، آواز
ور فزونتر باز هم خواهی بگویم باز...

شفیعی کدکنی




پ .ن1: سه شنبه شب رفتیم کنسرت همایون شجریان... فوق العاده بود... جای همه خالی.
پ.ن2: استاد نوشته ی قشنگی دارند، اگه خواستید از اینجا بخونید.